تبلیغات
دخترخاطره ها




سرد است اما 

سرما نمی خورم

تو نگران نباش

کلاهی که سرم گذاشتی

تا گردنم را پوشانده است



تاریخ : جمعه 5 مهر 1392 | 02:54 ب.ظ | نویسنده : میترا | نظر نشه فراموش

یه روزگار بد یه دختر کور بود که پسری رو دوست داشت پسره هم اونو خیلی دوست داشت بعد دختره میگه

 

اگه من بینا بودم اونوقت می فهمیدی که چقدر دوست دارم .بعد ها  یکی پیدا میشه چشماشو می ده به دختره بعد

 

دختره که بینا میشه می بینه دوست پسرش کوره  ترکش می کنه ولی پسره بهش می گه برو ولی خیلی

 

مراقب چشام باش 


ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 12 شهریور 1392 | 10:48 ق.ظ | نویسنده : میترا | نظرات
تاریخ : پنجشنبه 3 مرداد 1392 | 07:44 ب.ظ | نویسنده : میترا | نظرات
امروز یه عالمه عکس از کارتون مورد علاقم اوردم
ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 31 تیر 1392 | 08:45 ب.ظ | نویسنده : میترا | نظرات
خیلی قشنگه حتما بخونید
ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 31 تیر 1392 | 08:42 ب.ظ | نویسنده : میترا | نظرات
به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع، ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه، خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد!

فاضل نظری

تاریخ : دوشنبه 31 تیر 1392 | 08:41 ب.ظ | نویسنده : میترا | نظرات




دلیل تنهایی ما
در نهان، به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند،

و در آشکارا

از آنانی که دوستمان دارند غافلیم.

شاید این است دلیل تنهایی ما

"دکتر علی شریعتی"


تاریخ : دوشنبه 31 تیر 1392 | 08:41 ب.ظ | نویسنده : میترا | نظرات
به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری
و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
چون زمانی که از دستش بدی
مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی
اون دیگر صدایت را نخواهد شنید 

تاریخ : دوشنبه 24 تیر 1392 | 09:00 ب.ظ | نویسنده : میترا | نظرات
نه تو می مانی و نه اندوه


و نه هیچیک از مردم این آبادی...


*به حباب نگران لب یک رود قسم،*


و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،


غصه هم می گذرد،


آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...


لحظه ها عریانند.


به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز...

       "سهراب سپهری"



تاریخ : سه شنبه 18 تیر 1392 | 07:03 ب.ظ | نویسنده : میترا | نظرات

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:معرفت خداست .

 

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .

 

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .


ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 18 تیر 1392 | 11:51 ق.ظ | نویسنده : میترا | نظرات
هیچی نمیگم فقط برید ادامه
ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 15 تیر 1392 | 11:14 ق.ظ | نویسنده : میترا | نظرات
ببین غمگین،

ببین دلتنگ دیدارم...

ببین

خوابم نمی آید،

بیدارم...

نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو:

تورا بیش از همه کس دوست میدارم

تاریخ : دوشنبه 3 تیر 1392 | 10:38 ق.ظ | نویسنده : میترا | نظرات
با سلام خدمت شما دوستان عزیز بالاخره بعد از هزار سال در زندان مدرسه درس خوندن ازاد شدم
و اومدم بایه داستان دیگه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
حتما برید ادامه

ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 3 تیر 1392 | 10:17 ق.ظ | نویسنده : میترا | نظرات

یه خبر فورری

و خیلی مهم فقط برید ادامه


ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 4 فروردین 1392 | 08:05 ب.ظ | نویسنده : میترا | نظرات
امروز اومدم با یه داستان دیگه
برید ادامه

ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 19 بهمن 1391 | 11:10 ق.ظ | نویسنده : میترا | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

  • میوه ها
  • کوفه
  • قالب وبلاگ